تبلیغات
السلام علیک یا بقیةالله الاعظم

السلام علیک یا بقیةالله الاعظم
نویسندگان

·       طلوع خورشید از مغرب

طلوع خورشید از مغرب
 

یکی از نشانه هایی که برای ظهور قائم آل محمد صلی الله علیه و اله شمرده می شود، طلوع خورشید از سمت مغرب است.

روایات مربوط به این نشانه، بیشتر در منابع اهل سنت آمده و آن چه در کتاب های شیعه وجود دارد، همان مضمون را تکرار کرده است. بخش عمده این احادیث، ذیل آیه 158 سوره ی انعام وارد شده و در آنها طلوع خورشید، کنایه یا نشانه ای برای برپایی قیامت گرفته شده است. بخش دیگر روایت که مستقل از تفسیر آن آیه ذکر می شود نیز طلوع خورشید از مغرب را نشانه قیامت می داند. در این میان، تنها چند خبر وجود دارد که ظهور مهدی را با این موضوع مرتبط می کند که به بررسی آنها خواهیم پرداخت.

·       طلوع خورشید از مغرب

طلوع خورشید از مغرب
 

یکی از نشانه هایی که برای ظهور قائم آل محمد صلی الله علیه و اله شمرده می شود، طلوع خورشید از سمت مغرب است.

روایات مربوط به این نشانه، بیشتر در منابع اهل سنت آمده و آن چه در کتاب های شیعه وجود دارد، همان مضمون را تکرار کرده است. بخش عمده این احادیث، ذیل آیه 158 سوره ی انعام وارد شده و در آنها طلوع خورشید، کنایه یا نشانه ای برای برپایی قیامت گرفته شده است. بخش دیگر روایت که مستقل از تفسیر آن آیه ذکر می شود نیز طلوع خورشید از مغرب را نشانه قیامت می داند. در این میان، تنها چند خبر وجود دارد که ظهور مهدی را با این موضوع مرتبط می کند که به بررسی آنها خواهیم پرداخت.

اما روایاتی که در ارتباط با آیه 158 سوره انعام یا در تفسیر واردشده، فراوان است، از جمله:

(73) محمد بن مسلم از امام باقر و امام صادق علیهم السلام روایت کرده است که مقصود از «بعضء ایت ربک» (برخی نشانه های پروردگارت... ) طلوع خورشید از سمت مغرب و خروج دابه و دود است و وقتی این نشانه ها ظاهر شود، کسی که بر گناهان اصرار کرده و عمل شایسته ای نداشته، ایمانش سودی نخواهد داشت. (1)

(74) طبق نقل ابن مسکان، امام باقر علیه السلام درباره ی آیه «یوم یأتی بعض ءایت ربک» فرمود: وقتی خورشید از مغرب بیاید، ایمان آوردن در آن روز فایده ای نخواهد داشت. (2)

(75) نزال بن سبره گوید: امیرالمؤمنین علیه السلام خطبه ای خواند و فرمود: پیش از آن که مرا از دست بدهید از من پرسش کنید. صعصعه بن صوحان بلند شد و پرسید: ای امیرمؤمنان! دجال چه زمانی خواهد آمد؟ علی علیه السلام فرمود... برای این موضوع نشانه هایی است... وقتی مردم نماز نخوانند و امانت را ضایع کنند و دروغ بگویند... سپس دابه الارض سر بر می آورد و این پس از طلوع خورشید از مغرب خواهد بود. آن هنگام توبه برداشته می شود، یعنی نه توبه ای پذیرفته می شود و نه عملی بالا می رود و «هر کس تا آن زمان ایمان نیاورده، ایمان آوردنش سودی ندارد»... . (3)

(76) امام باقر علیه السلام فرمود: خداوند محمد صلی الله علیه و اله را با پنج شمشیر برانگیخت که سه تای آن کشیده است و غلاف نخواهد شد تا جنگ تمام شود و جنگ تمام نمی شود تا آن که خورشید از مغرب طلوع کند. آن گاه که خورشید از مغرب در آید، همه مردم ایمان آوردند و آن روز «هرکس تا آن زمان ایمان نیاورده یا عمل شایسته ای نداشته، ایمانش سودی ندارد. »... (4)

(77) رسول خدا فرمود پیش از شش چیز به انجام عمل روی آورید: 1- طلوع خورشید از مغرب؛ 2- دابه؛ 3- دجال؛ 4- دود؛ 5- خویصه یعنی مرگ؛ 6- امر عمومی. (5)

(78) ابوسعید خدری از رسول خدا صلی الله علیه و اله نقل کرده است: مقصود از آیه «روزی که نشانه های پروردگارت آشکار شود، ایمان آوردن بی فایده است» طلوع خورشید از سمت مغرب است. (6)

این روایت و آثاری با همین مضمون، از دیگر صحابه نیز نقل شده و در منابع اهل سنت فراوان است. به طور کلی، از این مجموعه چنین به دست می آید که طلوع خورشید از مغرب، یا علامت واقعی بر پایی قیامت است یا کنایه از آن؛ به گونه ای که هرگاه سخن از طلوع خورشید از مغرب به میان می آید، برپایی قیامت فهمیده می شود. این که در این روایات تأکید شده «وقتی خورشید از مغرب در آید ایمان آوردن سودی نخواهد داشت» بدان جهت است که این، نشانه ی پایان دنیاست و پس از آن، تکلیفی وجود ندارد تا ایمان و عمل مؤثر باشد. شیخ طوسی گوید: «پس از مرگ امامان تکلیف برداشته می شود؛ چون نشانه های قیامت مانند طلوع خورشید از مغرب و خروج دابه و... آشکار خواهد شد. » (7)

هم چنین در موارد دیگری زمان طلوع خورشید از مغرب، آخرین فرصت برای توبه بندگان به درگاه خداوند تعیین شده است، چنان که در روایت 75 به آن اشاره شد و در روایات مستقل دیگری چنین آمده است:

(79) ابوهریره از رسول خدا نقل می کند: هرکه پیش از طلوع خورشید از مغرب توبه کند، توبه اش پذیرفته می شود. (8)

ممکن است گفته شود عنوان طلوع خورشید از مغرب، کنایه از ظهور امام عصر است؛ چنان که صعصعه از کلام علی علیه السلام این گونه برداشت کرده است؛ (9) اما به فرض صحت این نقل، باید گفت در آن صورت دیگر این موضوع، نشانه ی ظهور مهدی نخواهد بود؛ بلکه خود، عنوان و کنایه ای برای آن حضرت است و بنابراین، تحول در آفتاب، جزو نشانه های ظهور تلقی نخواهد شد. لیکن این برداشت که از سوی فاطمیان دامن زده شده،

از جهاتی محل اشکال است: 1- در روایات دیگری تصریح و حتی قرینه ای بر این که منظور از خورشید مغرب وجود مقدس امام دوازدهم باشد وجود ندارد. 2- در روایات متعددی که به برخی از آنها اشاره شد آمده است که با طلوع خورشید از مغرب، توبه و عمل فایده ندارد، در حالی که ظهور امام عصر علیه السلام ابتدای زندگی واقعی است و معنا ندارد تکلیف برداشته شود و توبه و عمل صالح پذیرفته نشود. 3- در روایات زیادی تصریح شده که طلوع خورشید مغربی نشانه قیامت است. 4- در برخی احادیث، طلوع خورشید از مغرب و ظهور مهدی قائم علیه السلام در کنار هم قرار گرفته اند که نشان می دهد دو موضوع ارتباطی به یک دیگر ندارند بلکه هر دو، نشانه برای مطلب دیگری به شمار می روند.

(80) ابوحمزه ثمالی گوید: از امام باقر علیه السلام پرسیدم: آیا آمدن سفیانی حتمی است؟ فرمود: آری، ندا هم حتمی است، طلوع خورشید از مغرب هم حتمی است... قیام مهدی آل محمد صلی الله علیه و اله هم حتمی است. (10)

(81) ابوطفیل عامر بن واثله از حذیفه بن اسید (در روایت دیگر از ابوسریحه) نقل کرده است: گروهی در حال گفت وگو بودیم که رسول خدا بر ما وارد شد و فرمود: از چه سخن می گویید؟ گفتیم: درباره قیامت. فرمود: قیامت بر پا نمی شود، مگر ده نشانه را ببینید: دود، دجال، دابه، طلوع خورشید از مغرب، فرود آمدن عیسی علیه السلام، یأجوج و مأجوج، فرو رفتن زمین در مشرق، و در مغرب، و در جزیره العرب، آتشی که مردم را به محشر بکشاند. (11)

همین خبر به گونه ای دیگر در منابع شیعه آمده است:

(82) ابوطفیل از امیرالمؤمنین علیه السلام نقل می کند که رسول خدا فرمود: ده چیز پیش از قیامت حتمی است: سفیانی، دجال، دود، قیام مهدی علیه السلام، طلوع خورشید از مغرب، فرود آمدن عیسی علیه السلام فرو رفتن زمین در مشرق، (و در مغرب)، و در جزیره العرب، آتشی که مردم را به محشر بکشاند. (12)

گرچه تفاوت های جدی در مضمون روایات شیعه و سنی (13) اعتماد به آنها را کم می کند، این نکته در همه روایات وجود دارد که طلوع خورشید از مغرب نشانه ای برای قیامت است.

تا این جا نتیجه چنین شد که مفاد احادیثی که در آنها به طلوع خورشید مغربی اشاره شده، بیان نشانه های قیامت (اشراط الساعه) است و تصریحی به ظهور مهدی ندارد. اما به علت این که این موضوع، نشانه ظهور مهدی علیه السلام قلمداد شده، آمیختگی علائم ظهور با نشانه های قیامت است و آن چه درباره ی نشانه های برپایی قیامت گفته شده، فراوان بر نشانه ظهور قائم علیه السلام حمل می شود. اختلاف مضمون برخی روایات شیعه با اهل سنت در شمارش این نشانه ها نیز دلیل دیگر این آمیختگی است که نمونه آن در روایت 81 و 82 گذشت.

مطلب دیگری که گویا باعث شده طلوع خورشید از مغرب را نشانه ظهور بدانند، آن است که شیخ مفید در ردیف ده ها علامتی که برای ظهور قائم علیه السلام بیان کرده طلوع خورشید از سمت مغرب را نیز آورده است، اما باید توجه داشت که وی این مطلب را به عنوان روایت نیاورده بلکه در ردیف نشانه ها ذکر کرده و سرانجام هم می گوید خداوند آگاه تر است. (14) روایتی هم که او و شاگردش شیخ طوسی در این زمینه آورده اند، گذشته از آن که ابهام هایی دارد، (15)

 تنها از حتمی بودن برخی حوادث سخن می گوید و حتمی بودن بدان معناست که قضای الهی بر وقوع آنها تعلق گرفته و الزاما مربوط به ظهور قائم نیست؛ به خصوص که در این روایت، طلوع خورشید از مغرب و قیام مهدی در کنار هم ذکر شده اند و معنا ندارد که آن دو نشانه ی ظهور باشند.

علت اصلی مطلب را باید از سوی اسماعیلیان دانست که از روایات طلوع خورشید از مغرب سوء استفاده کردند و آن را بر مهدی فاطمی تطبیق نمودند.

بهره برداری فاطمیان (16)

عبیدالله مهدی که درباره انتساب او به اسماعیل فرزند امام صادق علیه السلام اختلاف نظر وجود دارد، پس از یک دوره استتار و دعوت برای فرقه ی اسماعیلیه، از سلمیه به مغرب رفت و پس از جنگ و گریز، در سال 297 دولت فاطمیان را بنا نهاد. از آن جا که فرقه اسماعیلیه با دوران استتار و ظهور همراه بود و از زمان وفات امام صادق علیه السلام یا فرزندش اسماعیل تا ظهور دولت فاطمی در مغرب پنهان بوده اند، این احتمال هست که مقدماتی برای ظهور خود فراهم کرده و روایاتی جعل کرده باشند. در کتاب های ملاحم و فتن آمده است که رسول خدا صلی الله علیه و اله فرمود: در سال سیصد، خورشید از سمت مغرب طلوع خواهد کرد. (17)

قاضی نعمان مغربی مورخ اسماعیلی مذهب (متوفای 363ق) نیز این حدیث را گزارش و آن را پیش گویی رسول خدا درباره مهدی فاطمی دانسته و در توجیه آن تلاش کرده است. وی می گوید: «این، حدیث مشهوری است و تاکنون خورشید از مغرب طلوع نکرده و پس از این هم نخواهد کرد، پس مقصود رسول خدا، قیام مهدی از مغرب است و مهدی همان خورشیدی است که فرموده سیصد سال پس از هجرت من طلوع خواهد کرد و چنین هم شد و مهدی علیه السلام در سال 297 ق آشکار گشت». (18)

 وی سپس مشکل سه سال اختلاف باقی مانده نسبت به حدیث منسوب به پیامبر (در سال 300 ق) را توجیه کرده و اشعاری را که پیش از تشکیل دولت فاطمی سروده شده است، ذکر می کند. در این اشعار می خوانیم: در سال 96 (مقصود 296ق است که به جهت نظم شعری خلاصه شده) پرچمی از غرب بلند می شود و خورشید الهی از سمت مغرب طلوع می کند. در آن هنگام توبه ی توبه کننده فایده ندارد. او هم نام پیامبر و فرزند وصی پیامبر است که زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد. عیسی بن مریم علیه السلام دجال را می کشد... . (19)

در شعر دیگری که از احمد بن رمضان بلزمی پیش از ظهور مهدی سروده، چنین پیش گویی شده است: گویا می بینم که خورشید از مغرب بر ما طلوع کرده و زمین را از عدالت پر می کند. (20) با توجه به قدمت کتاب های قاضی نعمان و شیعه بودن او، تطبیق روایات طلوع خورشید از مغرب بر مهدی از وی گرفته شده اما به این نکته توجه نشده است که مقصود قاضی نعمان، مهدی فاطمی است نه مهدی موعود امامیه.

مطلب دیگری که سوء استفاده اسماعیلیه از این روایات را نشان می دهد سخنی است که در رد دلایل واقفیه، روایت زیر را مورد استدلال آنان دانسته است:

(83) سعید مکی گوید: امام صادق علیه السلام به من فرمود: امامان داوزده نفرند؛ وقتی شش نفرشان بگذرند، خداوند به دست هفتمی پیروزی می آورد. پنج نفر از ما اهل بیت حکومت می کند و به دست ششمی خورشید از مغرب طلوع خواهد کرد. (21)

شیخ طوسی می گوید: ابتدای این خبر به این که ائمه دوازده نفرند تصریح دارد، اما بقیه مطالب آن سخن راوی است که براساس مذهب اسماعیلیه بیان شده است. (22) گویا مقصود شیخ این است که موضوع طلوع خورشید از مغرب به دست ششمین نفر از اهل بیت امام صادق علیه السلام، ساخته اسماعیلیه است.

بنابراین، شکی نیست که احادیث طلوع خورشید از مغرب مورد تحریف و سوء استفاده اسماعیلیه قرار گرفته است؛ اما این که همه آن احادیث را ساخته آنان بدانیم صحیح نیست، چون اولا: کثرت و شهرت آن روایات به اندازه ای است که جعل کردن همه آنها غیر ممکن می نماید و گرچه مضمون بسیاری از آنها واحد یا شبیه هم دیگر است؛ اما به طرق مختلفی در منابع شیعه و اهل سنت نقل شده است. (23)

ثانیا: انگیزه ای در جعل آن همه حدیث برای اسماعیلیه دیده نمی شود، چون در آنها سخنی از مهدی نیست و هیچ کدام تصریح نمی کند که طلوع خورشید از مغرب به معنای ظهور مهدی است. اگر بنا بود آنان روایاتی در این موضوع جعل کنند، به این مقدار اکتفا نمی کردند و بی تردید منافع خود را در آن، پیش گویی و جای گزین می نمودند. آن چه هست روایات انگشت شماری است که طلوع خورشید مغربی را در سال سیصد هجری می داند و تردید ی در رد پای اسماعیلیه (فاطمیان) در آنها نیست. البته ابهام هایی در این باره وجود دارد؛ مثلا ممکن است مقصود از روایت کافی (24) را مهدی بدانیم، چون می فرماید شمشیر محمدی زمانی غلاف خواهد شد که جنگ تمام شود و جنگ زمانی پایان می یابد که خورشید از مغرب طلوع کند و آن گاه همه ایمان می آوردند، ولی ایمان فایده ای ندارد! ممکن است این ایمان را ایمان به مهدی تفسیر کنیم و از روایت استفاده کنیم که تا ظهور مهدی جنگ پیوسته در عالم برپاست. اما این یک احتمال بیش نیست و این روایت و دیگر احادیث، آن را تأیید نمی کند.

عدم فایده داشتن ایمان و عدم پذیرش توبه هم قابل بررسی است که آیا با عمومات قرآن سازگاری دارد یا خیر؟ ابهام مهم تر این که در اشعار مربوط به پیش گویی دولت فاطمیان - که پیش تر از شرح الاخبار نقل شد - شباهت هایی به روایات طلوع خورشید از مغرب وجود دارد، مانند بحث از پذیرفته نشدن توبه و نزول حضرت عیسی علیه السلام. از این رو، ممکن است این ذهنیت ایجاد شود که روایات مشابه آن هم ساختگی است؛ لیکن به نظر می رسد این اشعار پس از تشکیل دولت فاطمی در مدح آنان سروده شده یا اگر به عنوان پیش گویی سروده اند، از همان روایات استفاده کرده و آن را تحریف نموده اند.

نتیجه گفتار

روایاتی که درباره طلوع خورشید از مغرب در منابع شیعه و بیش از آن در منابع اهل سنت وجود دارد، مربوط به نشانه های قیامت است و ارتباطی به ظهور مهدی ندارد و در هیچ کدام تصریحی به نشانه ظهور نیست. اما فرقه اسماعیلیه با نسبت دادن این سخن به پیامبر که فرمود: «در سال 300 هجری من خورشید از سمت مغرب طلوع می کند»خواسته اند این روایات را بر ظهور فاطمیان تطبیق دهند؛ ولی این به معنای خدشه دار بودن دیگر روایات نیست، بلکه آن چه به رسول خدا نسبت داده اند مردود است.

پی نوشت ها:

1. «عن زراره و حمران و محمد بن مسلم عن ابی جعفر و ابی عبدالله علیهما السلام فی قوله «یوم یأتی بعض ءایت ربک لا ینفع نفسا ایمانها» قال طلوع الشمس من المغرب و خروج الدابه و الدخان و الرجل یکون مصرا و لم یعمل عمل الایمان ثم تجیء الآیات فلاینفعه ایمانه» (تفسیر العیاشی، ج 2، ص 128 و علامه طباطبایی، المیزان، ج 7، ص 404).

2. ابراهیم بن هاشم عن صفوان عن ابن مسکان عن ابی جعفر علیه السلام فی قوله «یوم یأتی بعض ءایت ربک»... قال اذا طلعت الشمس من مغربها فکل من آمن فی ذلک الیوم لاینفعه ایمانه. (المیزان، ج 7، ص 404 به نقل از: تفسیر قمی).

3. عن الضحاک بن مزاحم عن النزال بن سبره خطبنا امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام... ثم قال سلونی ایها الناس قبل ان تفقدونی - ثلاثا - فقام الیه صعصعه بن صوحان فقال یا امیرالمؤمنین علیه السلام متی یخرج الدجال؟ فقال له علی علیه السلام... احفظ فان علامه ذلک اذا مات الناس الصلاه و اضاعوا الأمانه و استحلوا الکذب... ثم ترفع الدابه رأسها فیراها من بین الخافقین باذن الله جل جلاله و ذلک بعد طلوع الشمس من مغربها فعند ذلک ترفع التوبه فلا توبه تقبل و لا عمل یرفع و «لا ینفع نفسا إیمانها لم تکن ءامنت من قبل أو کسبت فی ایمانها خیرا» (شیخ صدوق، کمال الدین، ص 552 و 554). بخش اول این روایات در منابع اهل سنت هم آمده است (ر. ک: عثمان بن سعید دانی، السنن الوارده فی الفتن (سنن دانی)، ص 145).

4. «المنقری عن حفص بن غیاث عن ابی عبدالله علیه السلام قال سأل رجل ابی - صلوات الله علیه - عن حروب امیرالمؤمنین و کان السائل من محبینا فقال له ابوجعفر علیه السلام: بعث الله محمدا صلی الله علیه و اله بخمسه اسیاف ثلاثه منها شاهره فلاتغمد حتی تضع الحرب اوزارها و لن تضع الحرب اوزارها حتی تطلع الشمس من مغربها فاذا طلعت الشمس من مغربها آمن الناس کلهم فی ذلک الیوم فیومئذ «لا ینفع نفسا إیمانها لم تکن ءامنت من قبل أو کسبت فی إیمانها خیرا» و سیف منها مکفوف و سیف منها مغمود... » (کلینی، الکافی، ج 5، ص10 و ر. ک: معجم احادیث المهدی، ج 1، ص 519).

5. «عن ابی هریره عن النبی صلی الله علیه و اله قال بادروا بالاعمال ستا:الدجال و الدخان و دابه الارض و طلوع الشمس من مغربها و امر العامه و خویصه احدکم» (صحیح مسلم، ج 2، ص 690 و معجم احادیث المهدی، ج 2، ص205 به نقل از: مسند احمد و دیگران).

6. «وکیع عن ابی لیلی عن عطیه العوفی عن ابی سعید الخدری عن النبی صلی الله علیه و اله فی قوله یوم یأتی بعض ءایت ربک لا ینفع نفسا ایمانها قال: طلوع الشمس من مغربها» (مسند احمد، ج 3، ص 98 و 31؛ شیخ طوسی، التبیان، ج 1، ص 171 و مجمع البیان، ذیل تفسیر آیه 158 سوره انعام).

7. شیخ طوسی، همان، ج 5، ص 49.

8. «عن ابن سیرین عن ابی هریره عن النبی صلی الله علیه و اله: من تاب قبل ان تطلع الشمس من مغربها تاب الله علیه» (خالد بن ناصر غامدی، اشراط الساعه فی مسند احمد و زوائد الصحیحین، ج 2، ص 629 و 630). در این کتاب چند روایت مشابه از مسند احمد و دیگر منابع روایی بدین مضمون آمده است.

9. در پایان روایت 75 نزال بن سبره از صعصعه می پرسد: مقصود امیرالمؤمنین علیه السلام چیست؟ صعصعه می گوید: ای ابن سبره! کسی که عیسی بن مریم علیه السلام. پشت سرش نماز می خواند دوازدهمین عترت و نهمین فرزند حسین بن علی علیهما السلام است و همو خورشید طلوع کننده از مغرب است که نزد رکن و مقام ظاهر می شد و زمین را پاک می کند» (شیخ صدوق، کمال الدین، ص 554).

10. «الفضل بن شاذان عمن رواه عن ابی حمزه قال قلت لابی جعفر علیه السلام: خروج السفیانی من المحتوم؟ قال نعم و النداء من المحتوم و طلوع الشمس من مغربها محتوم و اختلاف بنی العباس فی الدوله محتوم و قتل النفس الزکیه محتوم و خروج القائم من آل محمد صلی الله علیه و اله محتوم... » (شیخ مفید، الارشاد، ج 2، ص 371 و شیخ طوسی، الغیبه، ص 435).

11. «عن ابی الطفیل عن حذیقه بن السید: اطلع النبی علینا و نحن نتذاکر الساعه فقال ما تذاکرون قالوا نذکر الساعه، فقال انها لن تقوم حتی ترون عشر آیات: الدخان و الدجال و الدابه و طلوع الشمس من مغربها و نزول عیسی بن مریم و یأجوج و مأجوج و ثلاث خوف: خسف بالمشرق و خسف بالمغرب و خسف بجزیره العرب و آخر ذلک نار تخرج من الیمن (قعره عدن) تطرد الناس الی محشرهم» (مسند احمد، ج 4، ص 6 و 7؛ صحیح مسلم، ج 2، ص 666 و 667 و لطف الله صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، ص 551 به نقل از: سنن ابن ماجه).

12. «ابن فضال عن حماد عن الحسین بن المختار عن ابی نصر عن عامر بن واثله عن امیرالمؤمنین علیه السلام قال رسول الله صلی الله علیه و اله عشر قبل الساعه لابد منها: السفیانی و الدجال و الدخان و الدابه و خروج القائم و طلوع الشمس من مغربها و نزول عیسی علیه السلام و خسف بالمشرق و خسف بجزیره العرب و نار تخرج من قعرعدن تسوق الناس الی المحشر» (شیخ طوسی، الغیبه، ص 436).

13. در روایت 81 که از منابع اهل سنت نقل شد، سفیانی و خروج قائم وجود ندارد و به جای آن دابه و یأجوج و مأجوج آمده است. سند هر دو روایت هم به ابوطفیل کنانی می رسد.

14. الارشاد، ج 2، ص 368 و 370.

15. این روایت که به شماره 80 گذشت در کمال الدین (ص 680) از همان راوی و در روضه کافی (ص 310) از راوی دیگری نقل شده و در آنها اختلاف هایی وجود دارد: از جمله این که طلوع خورشید از مغرب در کمال الدین و روضه نیست. هم چنین در آن به اختلاف عباسیان اشاره شده که در گفتارهای پیشین درباره ی تاریخی بودن آن بحث شد. البته اگر حتمی را به این معنا بگیریم که قضای الهی بر آن تعلق گرفته، این اشکال بر طرف خواهد شد. ابهام دیگر در این است که در ادامه روایت از ندای آسمانی به نام علی علیه السلام و ندای شیطانی به نام عثمان سخن به میان آمده که محل تأمل است، چون ندای آسمانی وقت ظهور، به نام مهدی است و آن زمان حقانیت امیرمؤمنان علیه السلام و در مقابل آن عثمان، مورد نزاع نیست.

16. فاطمیان نام دولتی شیعی است که از سال 297 - 567 ق بر مغرب (مراکش) و مصر حکومت کردند. از آن جا که پایه گذاران این دولت خود را از نسل اسماعیل فرزند امام جعفرصادق علیه السلام می دانستند و معتقدند به امامت او (اسماعیلی مذهب) بودند و بدین طریق نسب خود را به حضرت فاطمه علیهما السلام می رساندند، به فاطمی مشهور شدند.

17. «ارطاه بن منذر عن شریح و... قالوا بلغنا ان رسول الله قال... فی الثلاثمأه طلوع الشمس من مغربها و یطبع کل قلب بما فیه... » (الفتن، ص 475، ح 1484و ابن منادی، الملاحم، ص 343).

18. شرح الاخبار، ج 3، ص 418 و 419.

19. همان، ص 421؛

و فی الست و التسعین تهبط رایه

من الغرب فی جمع کثیف المواکب

و تطلع شمس الله من غرب ارضه

فلا توبه ترجی هناک لتائب

سمی نبی الله و ابن وصیه

و اکرم مولود و اشرف طالب

فیملأ ارض الله عدلا و رحمه

بایام صدق طیبات المکاسب

و بالاعور الدجال...

و یقتله من بعد عیسی...

20. همان، ص 426:

کانی بشمس الارض قد طلعت لنا

من المغرب مقرونا الیها هلالها

فیملا ارض الله قسطا بعدله

بما ضم منها سهلها و جبالها

21. «عن خلاد الؤلؤی قال حدثنی سعید المکی عن ابی عبدالله علیه السلام و کانت له منزله منه: یا سعید! الائمه اثناعشر اذا مضی سته فتح الله یا علی السابع و یملک منا اهل البیت خمسه و تطلع الشمس من مغربها علی ید السادس» (شیخ طوسی، الغیبه، ص 53).

22. همان.

23. برای دست یابی به مجموعه این احادیث ر. ک: معجم احادیث المهدی، ج 1، ص 87، 262، 519 و ج 2، ص 113، 131 و 204- 214 و خالد بن ناصر غامدی، اشراط الساعه فی مسند احمد و زوائد الصحیحین، ج 2، ص 624 به بعد.

24. ر. ک: همین کتاب، روایت شماره 76.

منبع: کتاب تحلیل تاریخی نشانه های ظهور

به نقل از : راسخون




طبقه بندی: امام زمان (عج)، 
[ سه شنبه 22 آذر 1390 ] [ 09:02 ق.ظ ] [ محمدحسین فرحی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب