تبلیغات
السلام علیک یا بقیةالله الاعظم

السلام علیک یا بقیةالله الاعظم
نویسندگان

·       ساختگی بودن امام زمان ؟(1)

 

یک دلیل دیگر بر ساختگی بودن داستان امام زمان!

طرح شبهه از طرف کاربر :

شیعه ها میگویند امام زمانشان وقتی که در 5 سالگی از دیدها پنهان شد برای خود 4 نایب تعیین کرد.

به عقیده شیعه، امام زمانشان، عثمان بن سعید العمری را برای نیابت عامه خود انتخاب کرده است.

نیابت نوّاب خاص در میان علمای شیعه، از مسائل قطعی است و جزء ضروریات مذهب شان به شمار می رود؛

شیعه میگوید:

مرحوم شیخ طوسی در اختیار معرفة الرجال (رجال الكشی) نامه مفصلی از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، خطاب به اسحاق بن اسماعیل نوشته و به وی دستور می‌دهد:

«از شهر خارج نشو مگر بعد از ملاقات با عمرى، خدا از او راضى باشد به واسطه رضایت ما و سلام بر او بنما و خود را به او معرفى كن تا ترا بشناسد او مردى پاك و عفیف و مورد اعتماد و نزدیك به ما است هر مبلغى كه از نواحى براى ما می‌رسد عاقبت به او می‌دهند و او به ما می‌رساند (و الحمد للَّه كثیرا) خدا ما و شما را در پناه خود محفوظ دارد و در تمام كارها پشتیبانمان باشد سلام بر تو و جمیع دوستان و رحمة اللَّه و بركاته درود بر سرور ما پیامبر اكرم صلّى اللَّه علیه و اله و سلّم تسلیما كثیراً .

اختیار معرفة الرجال، ج 2، ص 848 .

·       ساختگی بودن امام زمان ؟(1)

 

یک دلیل دیگر بر ساختگی بودن داستان امام زمان!

طرح شبهه از طرف کاربر :

شیعه ها میگویند امام زمانشان وقتی که در 5 سالگی از دیدها پنهان شد برای خود 4 نایب تعیین کرد.

به عقیده شیعه، امام زمانشان، عثمان بن سعید العمری را برای نیابت عامه خود انتخاب کرده است.

نیابت نوّاب خاص در میان علمای شیعه، از مسائل قطعی است و جزء ضروریات مذهب شان به شمار می رود؛

شیعه میگوید:

مرحوم شیخ طوسی در اختیار معرفة الرجال (رجال الكشی) نامه مفصلی از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، خطاب به اسحاق بن اسماعیل نوشته و به وی دستور می‌دهد:

«از شهر خارج نشو مگر بعد از ملاقات با عمرى، خدا از او راضى باشد به واسطه رضایت ما و سلام بر او بنما و خود را به او معرفى كن تا ترا بشناسد او مردى پاك و عفیف و مورد اعتماد و نزدیك به ما است هر مبلغى كه از نواحى براى ما می‌رسد عاقبت به او می‌دهند و او به ما می‌رساند (و الحمد للَّه كثیرا) خدا ما و شما را در پناه خود محفوظ دارد و در تمام كارها پشتیبانمان باشد سلام بر تو و جمیع دوستان و رحمة اللَّه و بركاته درود بر سرور ما پیامبر اكرم صلّى اللَّه علیه و اله و سلّم تسلیما كثیراً .

اختیار معرفة الرجال، ج 2، ص 848 .

و هنگامی عثمان بن سعید به رحمت خدا پیوست، امام زمان علیه السلام در نامه‌ای جهت تعزیت به فرزند بزرگوارش محمد بن عثمان می‌نویسد:

كمال الدین وتمام النعمة، ص 510 و الغیبة، ص 361 .

تو مصیبت زده اى و ما هم اندوهناك هستیم فراق پدرت براى تو و ما هر دو وحشتناك است خداوند او را در جایى كه دارد شاد گرداند از كمال سعادت او این بود كه مثل تو فرزندى داشت كه بعد از او بماند و به دستور وى جانشین او گردد ....من هم میگویم: الحمد للَّه، زیرا شیعیان به وجود تو و آن چه خداوند در تو و نزد تو قرار داده است، مسرورند پروردگار عالم تو را یارى كند و نیرو بخشد و پشتیبانى نماید و در كار خود توفیق دهد خداوند دوست و نگهبان تو باشد»

.پس از آن كه وی از دنیا رفت فرزندش محمد بن عثمان جانشین وی شد و همان مسئولیت ها را به عهده داشت، پس از وفات او حسین بن روح نوبختی جای وی را گرفت و پس از وی علی بن محمد سمری نیابت را عهده دار شد، این چهار نفر هر یك با فرمان و دستور امام زمان علیه السلام و تعیین فرد قبلی منصب نمایندگی را پذیرا شدند، و شیعیان سخنان آنان را در صورتی كه همراه با نشانه‌ای از طرف حضرت صاحب الأمر مانند معجزه و غیر آن كه تایید كننده مقام نیابت و ادعای آنان بود می پذیرفتند.

الغیبة، ص 353 .

پاسخ اهل سنت:

این قصه 4 نایب دروغی است بر دروغی دیگر، یعنی وقتی امام زمانی نیست پس نایب هم نیست

اما حالا ما میخواهیم دروغ بودن نواب اربعه را ثابت کنیم این که ثابت شد پس دروغ بودن خود امام زمان نیز لاجرم اثبات میشود:

اولا شما در متن جواب شیعه میبینید که امام زمان از پیروان خود پول جمع میکند پس لاجرم این پول را پخش نیز میکند و به مردم نیز میدهد پس امام زمان در تقریبا 80 سالی که نایب داشت مثل یک انسان عادی زندگی کرد و سخت فعال بود و تشکیلات بزرگی داشت و خمس و زکات از ثروتمندان میگرفت و توسط عاملان خود آنرا بین نیازمندان تقسیم میکرد

علاوه بر این مرجع دینی و پاسخگوی سوالهای شیعیان نیز بود و سوال ها میامد و جواب ها به خطایشان بیرون میرفت.

پس چرا مخفیانه زندگی میکرد و اگر خلفای عباسی دشمن ایشان بودند چطور در این 80 سال متوجه فعالیت نایبان ایشان نشدند و چرا کسی را دستگیر نکردند؟

اینکه در کنار گوش خلفای عباسی چنین فعالیت عظیمی در جریان بود و آنها 80 سال بیخبر بودند و حتی یک نفر دستگیر نشد خود بهترین دلیل است که یا کل داستان دروغ است یا اصلا خلفای عباسی اعتنایی به امام زمان نداشتند

تصور کنید که حالا در ایران پسر شاه،یک نماینده تعیین کند و این وکیل خیلی فعال هم باشد و از طرفداران شاه پول جمع کند و به فقرا بدهد و 80 سال این کار ادامه داشته باشد و دستگاهای اطلاعاتی ایران حتی یک مورد را هم گذارش نکنند حتی یک نفر را هم دستگیر نکنند.

آیا این باور کردنیست؟

پس داستان امام زمان شیعه ها به این دلیل و هزار دلیل دیگر نادرست و دروغ است.

ما میپرسیم که امام زمان که غایب شد چه نیازی داشت به نایب اول و چه نیاز داشت به دوم و سوم و چهارم؟

هرجوابی بدهید بار میپرسیم مگر امام زمان مرده بود که نایب پنجمی مقرر نکرد.

شیعه ها که در جدل دست همه را از پشت بسته اند اینجا میگویند مگر الله پیامبران را نفرستاد مگر سلسله پیامبران ختم نشد پس چرا سلسله نواب باید پایان نیابد ؟!

جواب این است که:

اولا: امام زمان را با الله مقایسه نکنید.

دوما: پیامبر صلی الله علیه وسلم تا زنده بود اگر از شهر پنهان میشد جانشین میداشت.

سوما: پیامبر صلی الله علیه وسلم آخرین رفته و وفات نمود اما قرآن را گذاشت امام آخرین شما رفت اما نایب ها را هم با خود برد و کتابی هم باقی نگذاشت کتاب که بجای خود.... دریغ از یک نامه!!

از این همه نامه پراکنی های امام زمان چرا یکی هم در دسترس نیست؟ مگر شیعیان آثار امامان خود را مقدس نمیدانند و در حفظ آن نمیکوشند پس چرا یک نامه باقی نمانده؟

اما اصل داستان چیست؟

علویان در کشمکش قدرت با عباسیان، رویاروی و رقابت داشتند و خود شیعه ها فرقه های زیادی دارند از اولاد حسن و حسین .... اما یک فرقه بی اهمیت آنها همین 12 امامی ها بودند که از امام سجاد شروع شد و کارنامه ای بزرگی نداشتند جز اینکه امام هشتم توانست از راه قانونی تا ولیهعدی مامون پیش برود بعد از آن افول این سلسله شروع شد و امام یازدهم شیعه ها فقط در یک محله سامرا مشهور بود و از همه بدتر که فرزندی نداشت اینجا بعضی از ماجرا جویان سعی کردند که زمینه قیامی را برای یک نفر از بین خودشان بنام آل علی آماده سازند و برای اینکار مدعی شدند که امام یازده هم فرزندی داشت که پنهان بود پادشاهان معمولا اینکارها را میکنند. وقتی که سلسله صفوی منقرض شد یک نفر از اهالی ساوه که پدرش پنبه زن بود در کربلا و نجف ادعا کرد که من پسر شاه سلطان حسینم و کارش بالا گرفت و کریم خان زند او را امیر کرد اما کم کم مشکوک شد که این بابا لهجه اصفهانی هم ندارد گفت چرا ؟

حسین ساوه ای گفت پدرم شاه سلطان حسین مرا با مادرم فرستاده بود ساوه و کریم خان او را برد ساوه و تحقیق کرد معلوم شد مردم او را میشناسند و پدرش را هم میشناسند و کریم خان گفت پس چرا دروغ گفتی؟ گفت برای غذای چرب و نرم و احترام شدن و کریم خان سرش را برید.

القصه مثل این سوء استفاده از نام افراد مشهور، در تاریخ زیاد است و القصه مفت خوران 80 سال خمس و زکات خوردند زمینه قیام فراهم نشد یا جراتش را نداشتند و پاک آبرویشان رفت و خیلی از شیعه ها گفتند حالا دیگه امام 80 ساله شده و از این پیرمرد کاری ساخته نیست و همه پراکنده و بی ایمان شدند و 12 امامی ها خود بخود بخاطر این رسوایی نابود گشتند و میدان همچنان مثل اول، باقی ماند برای 7 امامی ها و زیدی ها تا اینکه قرن ها بعد شاه اسماعیل ایران را گرفت و و دوباره مذهب 12 امامی جانی یافت و دوباره قصه های دروغین امام زمان شروع شد و چون عراق در دست اهل سنت بود از سرداب سامرا با سلام و صلوات امام زمان را آوردند به قم در چاه جمکران سکنایش دادند !! و گویا خداوند یک جو عقل به این مردم نداده!اگر داده پس معنی این کارها چیست؟

 

مدیر انجمن علوم قرآن

با سلام خدمت شما دوست محترم

ظاهرا این مطالبی که شما در مورد امام زمان مطرح نموده اید از شخصی نقل می کنید که اطلاع چندانی در مورد اعتقادات اهل سنت ندارد و یا اینکه فقط خودش را اهل سنت می داند و بس !!

نظر حضرتعالی را به مباحث ذیل جلب نموده تا اینکه شما به همراه دیگر عزیزان بیشتر آشنا شوید .

اعتقاد به مهدی موعود از عقاید مسلم نزد همه مسلمانان، اعم از شیعه و سنی می باشد. همه مسلمانان برآنند كه شخصی كه مهدی لقب دارد و با حضرت رسول همنام است، در آخرالزمان ظهور خواهد كرد، و دین اسلام را رواج داده، جهان را پر از عدل و داد خواهد كرد.

احادیث متواتری در این باره از پیامبر اكرم روایت شده است، به گونه ای كه كمتر مسأله ای را می توان یافت كه احادیث مربوط به آن در این حد از تواتر باشد.

و اعتبار حدیث متواتر مورد قبول همه علمای اسلام (شیعه و سنی)، و اعتبار حدیث متواتر خدشه ناپذیر است، و هیچگونه شك و تردید را برنمی تابد. (عقاید استدلالی2، علی ربانی گلپایگانی، ص149)

و در این خصوص، از كتابهای معتبر حدیث و تاریخ و علمای اهل سنت، كه احادیث مربوط به مهدی موعود را نقل كرده اند، عده ای دیگر از علمای اهل سنت، كتابهای مستقلی در این موضوع تألیف كرده اند. مانند مناقب مهدی، نعت مهدی، الاربعین حدیثاً فی المهدی، از ابونعیم اصفهانی (م 430 هـ ـ ق)؛

والعرف الوردی فی اخبار المهدی، و علامات مهدی، از جلال الدین سیوطی ...

ما نمی گوییم بین شیعه وسنی در مورد حضرت مهدی هیچ گونه اختلافی نیست ، اما اختلافی كه بین شیعه وسنی در خصوص حضرت مهدی وجود دارد این است كه :

وجود امام زمان مورد اتفاق همه شیعیان است، ولی اهل سنت در این مورد دو دسته اند :

1- گروهی از آنان برآنند كه امام زمان فعلاً موجود نیست، و قبل از قیامت به دنیا می آید.

2- جمعی دیگر دراین مسأله با شیعه هم عقیده اند. (در این باره به كتاب نجم الثاقب، باب چهارم، رجوع شود. )

اختلاف دیگری در مورد امام زمان ، اینست كه از نظر شیعه و عده ای از علمای اهل سنت، آن حضرت از فرزندان امام حسین است؛ ولی عده ای دیگر از علمای اهل سنت، او را از فرزندان امام حسن دانسته اند.

اما شیعیان در خصوص وجود امام زمان دلایلی دارند، كه از جمله آنها شواهد تاریخی بر صحت این مطلب است. گزارشهایی كه ولادت آن حضرت و ایام كودكی او را نقل كرده، و از كسانی یاد كرده اند كه در منزل امام حسن عسگری،فرزندش مهدی را ملاقات نموده اند، در كتابهای شیعه امری مسلم و بدیهی است. و بعضی علمای اهل سنت چون ابن صباغ مالكی، خواجه محمد پارسا، ابن حجر میثمی شافعی، و حافظ سلیمان حنفی، این مسأله را تأیید كرده اند.

حافظ سلیمان حنفی می‌گوید : "خبر معلوم نزد محققان و موثقان اینست كه ولادت قائم ،‌در شب پانزدهم ماه شعبان سال 255، در شهر سامرا واقع شده است."

دلیل دیگری كه بر وجود امام زمان اقامه شده است، دلیل عقلی است. وآن اینست كه آفرینش بدون وجود انسان كامل، تفسیر صحیح و خرد پسندی ندارد، و به منزله كالبد بدون روح است. علاوه بر آن تا وقتی كه تكلیف هست، و مكلّفانی هستند كه از خطا و اشتباه مصون نیستند، باید امام و پیشوایی معصوم وجود داشته باشد. (عقاید استدلالی2، علی ربانی گلپایگانی، ص153ـ151)

برخی از علمای اهل سنّت ایمان به خروج حضرت مهدی (ع) را واجب دانسته وبرخی دیگر منكر آن را كافر به حساب آورده اند:

احمد بن محمّد بن صدیق می گوید: "ایمان به خروج مهدی واجب، واعتقاد به ظهور او به جهت تصدیق پیامبر (ص) حتمی وثابت است...". . ابراز الوهم المكنون، ص 433.

همین تعبیر از سفارینی حنبلی، ناصرالدین البانی، عبدالمحسن بن حمد العبّاد، نیز رسیده است.

الاذاعة، ص 146.

مجله التمدن الاسلامی، شماره 22، ص 643. مجله الجماعة الاسلامیة، شماره 3

فقیه شافعی ابن حجر تصریح كرده كه انكار مهدی اگر موجب انكار سنت از اصل واساس گردد، سبب كفر می شود، وهر كس چنین كند قتلش واجب است. واگر انكار، تنها به جهت عناد ودشمنی با ائمه اسلام است نه سنت، لازم است كه او را تعزیر آشكار واهانت نمود تا دست از این كار بردارد...".

البرهان، ص 178

احمد بن محمد بن صدیق غماری ازهری در رابطه با احادیث مهدویت می گوید: "این احادیث متواترند ومنكرین آنها بدعت گزار وگمراه به حساب می آیند".

المهدی المنتظر، ص 5

همه مذاهب اسلامی بر این امر اتفاق نظر دارند كه خروج مهدی(ع) در آخرالزمان از امور غیبی است كه باید به آن اعتقاد پیدا كرد.

الف. از علمای شیعه

شیخ صدوق می فرماید: "ایمان شخص مؤمن به امام زمان (ع) بدون علم به احوال آن حضرت صحیح نخواهد بود. زیرا ایمان كسی كه به قضیه مهدویت اعتقاد دارد به او نفعی نمی رساند مگر در صورتی كه عارف به شأن آن حضرت در زمان غیبت باشد". (. كمال الدین، ج 1، ص 19. )

ب. از علمای اهل سنّت

ناصرالدین البانی می نویسد: "همانا عقیده به خروج حضرت مهدی (ع) عقیده ای است ثابت ومتواتر از پیامبر اكرم (ص) كه ایمان به آن واجب است، زیرا این عقیده از امور غیب است كه ایمان به آن در قرآن كریم از صفات پرهیزكاران شمرده شده است...". ( مجله تمدن اسلامی، چاپ دمشق. )

عبدالمحسن بن حمد العباد می نویسد: "تصدیق واعتقاد به قضیه مهدویت، داخل در ایمان به رسالت پیامبر اكرم (ص) است، زیرا از آثار ایمان به پیامبر (ص) تصدیق او است در اموری كه به آنها خبر داده ونیز داخل در ایمان به غیبی است كه خداوند متعال مؤمنین را به جهت ایمان به آن مدح كرده است...". ( مجله الجماعة الاسلامیه، چاپ حجاز.)

اهل سنّت، از آنجا كه موضوع ظهور حضرت مهدی (ع) را از جمله خبرهایی می دانند كه پیامبر اكرم (ص) به آن بشارت داده است، لذا به جهت وجود روایات صحیح السند در این موضوع، اعتقاد وایمان به آن را واجب می دانند، گر چه -بر فرض- روآیات در حدّ تواتر نباشد.

حمود بن عبداللَّه تویجری می گوید: "هر چه به طریق صحیح از پیامبر اكرم (ص) به آن خبر داده شده، ایمان به آن بر هر مسلمانی واجب است، زیرا در راستای اعتراف وشهادت به رسالت اوست...". آن گاه تویجری از احمد بن حنبل وموفق ابومحمّد مقدسی نیز همین ادعا را نقل می كند.

و در جای دیگر می گوید: "در ایمان به خبرهای غیبی تواتر شرط نیست... بلكه هر خبر غیبی كه به سند صحیح از رسول خدا (ص) ثابت شده ایمان به آن واجب است، خواه آن خبر متواتر باشد یا واحد، واین قول اهل سنّت وجماعت است...". آن گاه برای مدعای خود به آیه نبأ تمسك كرده است.

{ اتحاف الجماعة، ج 1، ص 6و7 }

دكتر محمد احمد اسماعیل مقدّم می گوید: "هر حدیثی كه به طور صحیح از رسول خدا (ص) رسیده ایمان به آن بر هر مسلمانی واجب است، واین از لوازم شهادت به نبوت ورسالت پیامبر اسلام است...".

{. المهدی و فقه اشراط الساعة، ص 24ù23 ,}

مذاهب اسلامی بر اصل ظهور امام زمان علیه السلام اتفاق نظر دارند

تمام مذاهب اسلامی بر اصل مسئله ظهور حضرت مهدی (ع) از ذریّه پیامبر اكرم (ص) اتفاق نظر دارند. همه معتقدند كه در آخرالزمان شخصی به نام مهدی (ع) ظهور كرده، زمین را پر از عدل وداد خواهد كرد، همان گونه كه از ظلم وجور پر شده است.

الف. از علمای شیعه

شهید صدر؛ می فرماید: "به راستی اعتقاد به حضرت مهدی (ع) به عنوان پیشوای منتظر برای تغییر جهان به جهانی بهتر، در احادیث پیامبر (ص) به طور عموم و در روایات اهل بیت: به طور خصوص آمده است وبه حدی به این مسئله تأكید شده كه جای هیچ شكی را برای انسان باقی نمی گذارد...".

.( بحث حول المهدی، ص 104 )

شیخ محمد رضا مظفر می فرماید: " مسئله بشارت به ظهور مهدی (ع) از اولاد فاطمه (س) در آخرالزمان واینكه زمین را از عدل وداد پر می كند بعد از آنكه از ظلم وجور پر شده باشد، از مسائلی است كه به طور متواتر از پیامبر (ص) رسیده است ومسلمانان در كتاب های روایی خود آنها را نقل كرده اند

(. عقائد الامامیه، ص 77. )

ب. از علمای اهل سنّت

ناصر الدین البانی می گوید: "اما مسئله مهدی، باید دانسته شود كه درباره خروج او احادیث صحیح بسیاری وارد شده است...".

(حول المهدی (ع)، البانی، مجله التمدن الاسلامی، سال 1371 ه)

شیخ عبدالمحسن بن حمد العباد می گوید: "همانا كثرت احادیث مهدی (ع) وتعدد طرق آنها واثبات آنها در كتاب های اهل سنّت به حدی است كه بسیار دشوار به نظر می رسد كه بتوانیم بگوییم حقیقتی ندارند، مگر اینكه كسی جاهل بوده یا اهل جدل باشد، یا دقت در سندهای آنها نكرده باشد وبر كلام بزرگان اهل علم واقف نباشد...".

.( عقیدة اهل السنة والأثر فی المهدی المنتظر، مجله جامعة اسلامیة، شماره 3 (

شیخ عبدالعزیز بن عبداللَّه بن باز می گوید: "پس امر مهدی (ع) معلوم واحادیث در آن مستفیض بلكه متواتر وتقویت كننده یكدیگرند، وجماعتی از اهل علم ادعای تواتر آنها را نموده اند...".

نویسنده:

محمد باقر سجودی

منبع : گفتگوی دینی

http://www.askdin.com/showthread.php?t=1308




طبقه بندی: امام زمان (عج)، 
[ چهارشنبه 23 آذر 1390 ] [ 10:48 ق.ظ ] [ محمدحسین فرحی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب