تبلیغات
السلام علیک یا بقیةالله الاعظم

السلام علیک یا بقیةالله الاعظم
نویسندگان

رجعت زنان «2»


7. قنواء، دختر رشید هجری

قنواء دختر رشید هجری را دانشمندان رجالی و اهل فقه و حدیث، مانند شیخ طوسی، برقی و مامقانی از بانوان یاور امام صادق علیه السلام و راوی حدیث از آن بزرگوار معرفی كرده¬اند. [72]

میزان صلابت و پایداری در عقیده و پای‌بندی او به اسلام و تشیع و علاقه به امیرالمومنین علیه السلام از جریانی كه دربارة شیوه اسارت و شهادت پدر بزرگوارش، توسط ابن زیاد نقل می¬كند، آشكار می¬شود. [73]

به هر حال، قنواء ـ راوی حدیث از امام صادق علیه السلام و امام علی علیه السلام ـ دختر مردی است كه در دین، صادق و در ولایت، راستین است. چنین زنی، توسط چنین پدری پرورش یافته و شیفته و رهرو امام زمان است و با چنین اعتقادی می¬تواند در هنگام ظهور امام زمان علیه السلام از سیزده زنی باشد كه برای معالجه مجروحان و یاری امام علیه السلام به دنیا بازگشت می¬كند. [74]


8. نسیبه، دختر كعب

نسیبه، دختر كعب كه همسر او «زید بن عاصم» بود و پسرهای او «حبیب» و «عبدالله» بودند، از بانوان مجاهد و صحابی فداكار رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و راوی حدیث از آن بزرگوار بوده است.[75] ابن اثیر جزری، ابن عبدالبر اندلسی و ابن حجر عسقلانی درباره سابقه درخشان او نوشته¬اند:

در بیعت عقبه كه 62 مرد از قبیله خزرج شركت داشتند و با رسول خدا بیعت كردند، دو زن یعنی نسیبه و خواهر وی هم حضور داشتند و بدون این كه به هنگام بیعت، دست رسول خدا به دست آنها بخورد، با آن حضرت بیعت كردند و به اطاعت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم اقرار و تعهد نمودند. [76]

نسیبه كه با كنیه «ام عماره» هم معروف شده، در بیعت رضوان، در جنگ احد و در جنگ یمامه كه بعد از وفات رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم با مسیلمه كذاب واقع شد، حضور یافته است.[77] در جنگ «یمامه» نیز بدن او دوازده زخم برداشت و حتی یك دست وی هم قطع شد.[78] خلاصه كلام این‌كه ایمان و اخلاص و فداكاری نسیبه در جنگ احد، به جایی رسید كه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «وفاداری و مقاومت نسیبه، بهتر و بالاتر از بسیاری از مردها می¬باشد».[79]

بر چنین زنی شایسته و گوارا است كه در زمان دولت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به دنیا برگردد و هم‌چون مؤمنان خاص، طعم شیرین حكومت ولایتی آن حضرت را بچشد. این، اجر كسانی است كه خداوند به آنها وعده داده است. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هم دربارة او فرموده است: «‌نسیبه از بانوانی است كه در روزگار ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف حضور می¬یابد و به مداوای مجروحان جنگی در ر-كاب آن حضرت می¬پردازد...».[80]

زنان غیرمؤمن

در حدیثی، از زنی خبر داده شده است كه حضرت زهرا علیها السلام را خیلی رنج می‌داد.[81] از عبدالرحیم قصیر روایت شده است كه امام باقر علیه السلام فرمود:

آگاه باشید اگر قائم ما قیام كند، حمیراء زنده می‌شود، تا این‌كه آن حضرت به او تازیانه بزند و تا این‌كه از وی برای فاطمه علیها السلام دختر رسول‌خدا صل الله علیه و آله و سلم انتقام بگیرد. گفتم: «فدایت شوم! چرا بر او تازیانه می‌زند؟» فرمود: «به سبب افترا و تهمتی كه به أم ابراهیم زد». گفتم: «چرا خداوند، تا زمان قائم آن را به تأخیر انداخت؟» امام باقر علیه السلام فرمود: «به سبب این‌كه خداوند، پیامبر صل الله علیه و آله و سلم را برای رحمتِ خلق مبعوث كرد؛ ولی قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف را برای انتقام دشمنان».

پس زنان غیرمؤمن نیز هم‌چون مردان غیرمؤمن رجعت می‌كنند، تا به دست مبارك مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به مجازات خود برسند.

نتیجه

براساس آن‌چه دربارة اعتقاد به رجعت و بازگشت به دنیا قبل از شروع قیامت گفته شد و هم‌چنین طبق معنای رجعت در لغت و اصطلاح، خداوند، هم زمان با ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف عده‌ای از بندگان صالح خود را كه در ایمان و عمل و تقوا، اسوة مؤمنان بوده‌اند و هم‌چنین عده‌ای از كفار كه در كفر و نفاق، سرسلسلة كفار و منافقان بوده‌اند را با همان ویژگی‌ روحی و جسمی خود به دنیا برمی‌گرداند، تا هر دو گروه نتیجة دنیایی اعمال‌شان را دریافت كنند. طبق آن‌چه گفته شد، برداشت می‌شود كه در اخبار این بازگشت، به عنوان مؤمنان و كفار اشاره شده است؛ یعنی مردان و زنان مؤمن و مردان و زنان غیرمؤمن رجعت می‌كنند.

امر رجعت در پیشینیان هم صورت گرفته و امری است كه به زمان و گروه خاصی اختصاص ندارد؛ بلكه به همه زمان‌ها و همة مردم مربوط است (مؤمنان خاص و كفار خاص) . هم‌چنین عقل، هیچ مانعی برای زنده‌شدن مردگان پس از مرگ تصور نمی‌كند؛ بلكه وقوع آن را درك می‌كند. پس باید رجعت را كه دربارة این جهان است، بپذیرد؛ چون امكان حیات مجدّد را در روز رستاخیز پذیرفته است. زن، از آغاز آفرینش تا كنون، دوران‌های تلخ و شیرینی را سپری كرده است؛ گاه همراه با حركت انبیای الهی، گام به گام همراه آنان بوده و دوشادوش مردان صالح، از پیامبر زمان خود حمایت كرده است؛ همانند ماشطه كه حاضر می‌شود خود و فرزندانش در آتش بسوزند؛ امّا لحظه‌ای از ایمان به خدا دست بر ندارد.

زنان، اولین كسانی هستند كه افتخار آموزگاری بشر را به عهده گرفته‌اند و دامان‌شان كانون شكل‌گیری تمام فضیلت‌ها است؛ پس حق است كه در روایات و احادیث، بر رجعت به نام زنان مؤمن خاص اشاره شود و او هم در این امر بزرگ آخرالزمان حضور داشته باشد.

یكی از مواردی كه از این بحث نتیجه می‌شود، این است كه كسانی كه برای انتقام و تنبیه به دنیا برمی‌گردند، هرگز به میل و ارادة خود برنمی‌گردند؛ بلكه ناگزیر تن به رجعت می‌دهند كه رجعت برای آنها بسیار ذلّت بار و سخت است؛

ولی دربارة مؤمن به نظر می‌رسد رجعت اختیاری خواهد بود. امام صادق علیه السلام فرمود:

هنگامی كه حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف قیام كند، مأموران الهی، در قبر با اشخاص مؤمن تماس می‌گیرند و به آنها می‌گویند: «ای بندة خدا! مولایت ظهور كرده است. اگر می‌خواهی به او بپیوندی، آزاد هستی، و اگر بخواهی در نعمت‌های الهی متنعم بمانی، باز هم آزاد هستی».[82]

پس اگر می‌خواهیم در زمرة یاران امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف باشیم، اگر می‌خواهیم به اراده و لطف پرورگار، گل روی مهدی فاطمه علیها السلام را در دنیا ببینیم و بتوانیم فرد مفیدی در حكومت او باشیم، از همین لحظه با مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف پیمان ببندیم و خود را با برنامه‌ها و خواسته‌هایش كه جز راه جدّش پیامبر صل الله علیه و آله و سلم و امیرمؤمنان علیه السلام نیست، تطبیق دهیم.

نتیجه

پس براساس براهین عقلی و نقلی، رجعت، باوری است قابل دفاع؛ یعنی می‌توان هم از منظر عقل به اثبات و توجیه آن همت گماشت و هم از منظر عقل به معقول بودن رجعت پی برد.

طبق اعتقادات شیعه، رجعت یعنی بازگشت افراد به دنیا؛ البته افراد خاصی كه یا از لحاظ ایمان در مرتبه عالی قرار دارند و یا از لحاظ كفر و نفاق در مرتبه انحطاط قرار دارند (به تعبیر دیگر، مؤمنان و كافران محض) تا در همین دنیا به پاداش و عذاب دنیایی نائل آیند. در این میان، زنان نیز از رجعت‌كنندگان هستند، یعنی زنان مؤمن به سبب ایمان‌شان و زنان كافر و منافق به دلیل كفر و نفاق‌شان به دنیا باز می‌گردند.

اثبات اصل رجعت در جایگاه یك باور اسلامی، و فلسفه و اهداف آن، و نیز كیفیت رجعت و افراد رجعت كننده و مواردی از این قبیل را، آیات و روایات فراوانی بیان كرده‌اند كه در این مقاله، به آنها اشاره شده است.

پی نوشت :

[1] . فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان، ج7، ص234.

[2] . محمدبن حسن شیخ حر عاملی، الایقاظ من المجعه بالبرهان علی الرجعه، ص23.

[3] . محمدرضا طبرسی، الشیعه و الرجعة، ص243.

[4] . علی بن بابویه قمی شیخ صدوق، الاعتقادات و مصنفات شیخ مفید، ج5، ص60.

[5] . محمدرضا طبرسی، الشیعه و الرجعة، ص244، به نقل از مختصر بصائرالدرجات، ص13.

[6] . محمدبن محمد بن نعمانی شیخ مفید ، اوائل المقالات فی المذاهب و المختارات، ص46.

[7] . سیدمرتضی علم الهدی، علی بن الحسین موسوی، رسائل الشریف المرتضی، ج1، ص126.

[8] . محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج53، ص122.

[9] . ابوالحسن عاملی شریف، مرآة الانوار و مشكوة الاسرار، مقدمه تفسیر البرهان.

[10] . محمدباقر مجلسی، حق الیقین، ص355.

[11] . محمدبن حسن شیخ حر عاملی، الایقاظ، ص49و67.

[12] . محمدجمیل حمود، الفوائد البهیة، ج2، ص318.

[13] . فضل بن حسن طبرسی، مجمع‌البیان، ج7، ص350.

[14] . فخرالدین طریحی، مجمع البحرین، ج1، ص150.

[15] . شیخ عبدعلی بن جمعه عروسی حویزی، ج4، ص100؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج53، ص39.

[16] . اعلم انّ الّذی تذهب إلیه الشیعة الامامیة أنّ الله یعید عند ظهور الامام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف قوماً ممن كان قد تقدّم موتهم من شیعته لیفوزوا بثواب نصرته و یعید أیضاً قوماً من أعدائه لینتقِم مِنْهم ... (سید مرتضی، رسائل الشریف، ج1، ص 125؛ سفینة البحار، ج3 ، ص315)؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج53، ص138، محمدبن حسن حرّ عاملی، الایقاظ من الهجعة بالبرهان علی الرجعه، باب ثانی، نقل از سید مرتضی، ص58.

[17] . محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج53، ص39.

[18] . بقره: 55 و 56 و 206 و243؛ آل عمران: 49؛ مائده: 110 .

[19] . (و اِذْ قَتَلْتُمْ نَفْساً فَادّارءتُمْ فیها .... كَذلِكَ یُحْیِ الله الْمَوْتی ....‌ )، بقره: 73و72.

[20] . خداوند، پس از بیان داستان‌های شخصی، با كلمة «كذلك» ممكن بودن آن را در نظام عالم بیان می‌كند.

[21] . سید مرتضی، رسائل، ج3، ص135.

[22] . اِنّ الرَّجعةَ منْ مراتبِ یَومِ القیامة وَ اِنْ كانَ دُونِهِ فِی الظهور، لِاِمكانِ الشّر و الفِساد فیهِ فِی الجملةِ دُونَ یَومِ القیامة، و لِذالِكَ ربما اُلحقِ بِه یومُ ظُهورِ المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ایضاً، لِظُهور الحقِّ فیهِ تَمام الظُهورَ ...؛ محمدحسین علامه طباطبایی، تفسیرالمیزان، ج2، ص109.

[23] . محمدرضا طبسی نجفی، شیعه و رجعت، مترجم محمد میرشاه ولد، ص145.

[24] . ( وَإِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَیْهِمْ أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّةً مِّنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كَانُوا بِآیَاتِنَا لَا یُوقِنُونَ * وَیَوْمَ نَحْشُرُ مِن كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً مِّمَّن یُكَذِّبُ بِآیَاتِنَا فَهُمْ یُوزَعُونَ )؛ نمل: 82و83 .

[25] . (وَحَشَرْنَاهُمْ فَلَمْ نُغَادِرْ مِنْهُمْ أَحَدًا )؛ كهف: 47.

[26] . مكارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج15، ص547؛ محمدحسین طباطبایی، تفسیر المیزان، ج15، ص397.

[27] . مكارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج15، ص548.

[28] . «دابة» به معنای «جنبنده» و «ارض» به معنای زمین است. قرآن كریم، از این كلمه به طور سربسته گذشته است. تنها وصفی كه قرآن برای آن ذكر كرده، این است كه با مردم سخن می‌گوید. این تشخیص افراد بی‌ایمان و نشانه‌گذاری بر آنها، شامل مرد و زن می‌شود. در بیان شخصیت و وصف «دابة الارض» دو قول مطرح است:

الف) گروهی آن را یك موجود جاندار و جنبنده غیرعادی از غیرجنس انسان با شكلی عجیب دانسته و برای آن عجایبی نقل كرده‌اند كه شبیه خارق عادات و معجزات انبیاء علیهم السلام است. این جنبنده، در آخرالزمان ظاهر می‌شود و از كفر و ایمان سخن می‌گوید و منافقان را رسوا می‌سازد و بر آنها علامت می‌نهد.

ب) گروهی دیگر، به پیروی از روایات متعددی كه در این زمینه وارد شده است، او را یك انسان می‌دانند، یك انسان فوق‌العاده و جنبنده‌ای فعال كه یكی از كارهای اصلی‌اش جدا ساختن صفوف مسلم از منافق و علامت‌گذاری آن‌هاست (حتی از برخی روایات استفاده می‌شود كه عصای موسی علیه السلام و خاتم سلیمان علیه السلام با او است) (مكارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج5، ص552).

[29] . محمدحسین طباطبائی، المیزان، ج15، ص537.

[30] . لا یُدْرِكُهَا طالِبٌ وَ لا یَفُوتُهَا هارِبٌ فَتَسِمُ المُؤْمِنَ بَیْنَ عَیْنَیْهِ و یَكْتُبُ بَیْنَ عَیْنَیهِ مُؤْمِنٌ وَ تَسِمُ الْكافِرَ بَیْنَ عَیْنَیِهِ وَ تَكْتُبُ بَیْنَ عَیْنَیهِ كافِرٌ وَ مَعَها عَصَا مُوسی علیه السلام وَ خَا تَمُ سُلَیْمانَ علیه السلام‌؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج6، ص300؛ الایقاظ، ص335، محمد بن الحسن حرّ عاملی، نورالثقلین، ج4، ص98.

[31] . (اِنّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنَا وَ الَّذینَ آمَنُوا فِی الْحَیاةِ الدُّنیَا وَ یَوْمَ یَقُومُ الْاَشْهَادُ )، مومن: 51.

[32] . نقل از محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج53، ص130؛ محمدبن حسن حر عاملی، الایقاظ من الهجعة، باب ثانی، ص46 .

[33] . فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان، ج7، ص234.

[34] . محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج53، ص127.

[35] . همان، ص123.

[36] . سیدمحمدحسین طباطبایی، تفسیر المیزان، ج3، ص205.

[37]. مَنْ اَقَرَّ بِسَبْعَةِ اَشْیَاءَ فَهُوَ مُؤْمِنُ وَ ذَكَرَ مِنْهَا الْایمانَ بِالرَّجْعَةِ؛ محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج53، ص21.

[38] . أنها الْحَقُّ قَدْ كانَتْ فِی الْاُمَمِ السَّالِفَةِ وَ نَطقَ بِهَا الْقُرآنُ وَ قَدْ قالَ رَسُولُ اللهِ : یَكُونُ فِی هذِهِ الْاُمَّةِ كُلَّ مَا كانَ فِی الْاُمَمِ السابقه حَذْوَ النََعّل بالنَّعل وَ الْقَذَّةِ بِالْقَذَّة؛ ِسید شبّر، حق الیقین، ص11، بهارانچی، دولة المهدی، ص381.

[39] . به تفسیر آیه 243 سوره بقره مراجعه شود.

[40] . فَاِنْ اَدْرَكْتُ اَیّامَكَ الزّاهَرِةَ وَ اَعْلامِكَ الظّاهِرَةَ وَ دَوْلَتَكَ الْقاهِرَةَ فعبدٌ مِنْ عَبیدِكَ ... وَ اِنْ اَدْرِكَنیِ الْمَوْتُ قَبْلَ ظُهُورِكَ فَاَ توسَّلُ بِكَ اِلَی اللهِ سُبْحانَهُ اَنْ یُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آل مُحَمَّدْ وَ اَنْ یَجْعَلَ لِی كرَّةً فِی ظُهوركَ وَ رَجْعَةً فِی اَیّامِكَ لِاَبْلغَ مِنْ طاعَتِكَ مُرادِی و اَشْفِیَ منْ اَعْدائِكَ فُؤادی؛ محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج22، ص260.

[41] . یا مولای یا ابا عبدالله! اُشهد الله و ملائكته و أنبیائه و رسله أنی بكم مؤمن و بإیابكم موقن؛ همان، ج21، ص 576.

[42] . اَلّلهُمَّ إنْ حالَ بَیْنی وَ بَیْنَهُ الْمَوْتُ الَّذی جَعَلْتَهُ عَلی عِبادِكَ حَتْماً مَقْضیّاً فأخْرِجْنی مِنْ قَبری مُؤْتَزِراً كَفَنی شاهِراً سَیْفی مُجَرِّداً قَناتی مُلَبِّیاً دَعْوةَ الدّاعی؛ حاج شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، ص893.

[43] . من دعا الله اربعین صباحا بهذا العهد، كان من انصار قائمنا، فان مات قبله أخرجه الله من قبره؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج53، ص95.

[44] . فَإن توفیتنی اللهمّ قبل ذلك فاجعلنی یا ربّ ممّن یكرّ فی رجعته؛ همان، ج22، ص240.

[45] . لَمَّا كانَ مِنْ اَمْرِ الْحُسَیْنِ ما كانَ ضَجَّتِ الْمَلائِكَةُ اِلَی اللهِ تَعالی فَاَقامُ اللهُ لَهُمْ ظِلَّ القائِمِ وَ قال: بهذا انْتَقِمُ لَهُ مِنْ ظالِمیهِ؛ محمدبن حسن حر عاملی، الایقاظ من الهجعة، ص245 .

[46] . اَللّهُمَّ وَ عَجِّل فَرَجَ اَوْلیائِكَ وَ اَرْدُدْ عَلَیْهِمْ مظالِمَهُمْ وَ اَظْهِر بِالْحَقِّ قائِمَهُمْ... اللّهُمَّ صَلِّ عَلَیْهِ وَ عَلی آبائِهِ وَاجْعَلْنَا مِنْ صَحبِهِ وَ ابْعَثْنا فِی كَرَّتِهِ حَتّی نَكُونَ فِی زَمَانِهِ مِنْ اَعْوانِه؛ ِمفاتیح الجنان، اعمال ذیقعده، دعای روز بیست و پنجم.

[47] . فَاَمّا الْمُؤْمِنُونَ فَیُنْشَرونَ اِلَی قُرّاةِ اَعْیُنِهِمْ وَ اَمّا الفُجَّارُ فَیُنْشَرونَ اِلَی خِزیِ اللهِ اِیّاهُمْ، اِنَّ اللهَ یَقولُ: (وَ لَنُذیقنَّهُمْ مِنَ الْعَذابِ الْاَدْنی دُونَ الْعَذابِ الْاَكْبَرِ )؛ محمد بن حسن حر عاملی، الایقاظ من الهجعة، باب التاسع، ص272.

[48] . كنزالدقایق، ج9، ص596: فصل اول (تعریف رجعت در اصطلاح) .

[49] . محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج53، ص64.

[50] . حجر: آیه 2 .

[51] . بحارالانوار، ج53، ص64-65

[52]. ... اِنَّ الرَّجْعَةُ لَیْسَتْ بعامَّة و هی خاصَّة، لا یَرجِع الاّ مَنْ مَحَض الایمانِ مَحْضاً اَوْ مَحَضَ الشِركِ مَحْضاً ؛ همان، ص39 و 85؛ محمد بن حسن حر عاملی، الایقاظ من الهجعة، باب 10، ص360.

[53] . مَا بَعَثَ الله نَبِیّاً مِنْ لَدُنْ آدَمَ وَ هَلُمَّ جَرّاً وَ یَرْجِعُ اِلَی الدُّنْیَا فَیَنْصُرُ رَسُولَ اللهِ وَ اَمیرَالمُؤمنِینَ؛ بحارالانوار، ج53، ص62.

[54] . (إِنَّ الَّذی فَرَضَ عَلَیْكَ الْقُرْآنَ لَر'ادُّكَ اِلی' مَعَادٍ )؛ آن كس كه قرآن را بر تو فرض كرد، تو را به بازگشت‌گاهی برمی‌گرداند. قصص: 85.

[55] . یَرْجَعُ اِلَیْكُمْ نَبیُّكُمْ وَ اَمِیرُالْمُؤْمنینَ وَ الَْاَئِمَّةُ؛ بحارالانوار، ج53، ص56.

[56] . ... حَتّی یقومَ قائمُنَا اَهْلَ البیتِ، فَاِذا قام قائمُنَا بَعَثَهُمُ الله فَاقبَلوا مَعَهُ یَلبّونَ زمراً زمرا ... ؛ كافی، ج3، ص131.

[57] . یَكُنّ مَعَ القائم ثلاث عشرةٍ امرأةٍ قلت: و ما یصنع بهنَّ؟ قال: یُداوینَ الجرحی، وَ یقمنَ عَلی المرضی، كما كانَ مع رسول اللهِ قلت: فسمّهنَّ لی. قال: القنوا بنت رشید، و أمّ أیمُن، و حبابة الوالبیّة، و سمّیةُ أمُ عمار بن یاسر، و زبیدة، و أمّ خالد الأحمسیّه، و أمّ سعید الحنفیّة، و صبانة الماشطة، و أمّ خالد الجهنیّة؛ طبری، دلائل الامة، ص260.

[58] . ریاحین الشریعة، ج5، ص41، نقل از خصایص فاطمی.

[59] . بیان الائمة، ج3، ص338.

[60] . ریاحین الشریعة، ج5، ص153؛ نجم الدین طبسی، چشم‌اندازی از حكومت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، ص76.

[61] . روزی مشغول آرایش دختر فرعون بود كه شانه از دست او افتاد و بی‌اختیار گفت: «بسم‌الله». دختر فرعون گفت: «آیا پدر مرا می‌ستایی؟» گفت: «نه؛ بلكه آن كسی را ستایش می‌كنم كه پدر تو را آفریده است و او را از بین خواهد برد». دختر فرعون، خبر را به پدرش رساند. فرعون او را احضار كرد و به او گفت: «مگر به خدایی من اعتراف نداری؟» صیانه گفت: «هرگز؛ من از خدای حقیقی دست نمی‌كشم». فرعون دستور داد تنور مسی را برافروختند و دستور داد همة بچه‌های او را در حضورش در آتش انداختند. زمانی كه خواستند بچة شیرخوار او را از بغلش بگیرند، صیانه منقلب شده و خواست با زبان، از دین اظهار بیزاری كند. كودك، به امر خدا، به سخن آمد و گفت: صبر كن ای مادر! كه تو بر حقی». فرعونیان آن زن و بچه شیرخوارش را نیز در آتش افكندند و خاكسترشان را در این زمین ریختند كه تا روز قیامت این بوی خوش از این زمین استشمام می‌شود...». منهاج الدموع، ص93.

[62] . نجم‌الدین طبسی، چشم‌اندازی از حكومت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، ص78.

[63]. ریاحین الشریعة، ج4، ص335.

[64] . محمدجواد طبسی، زنان در حكومت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، ص28؛ نجم‌الدین طبسی، چشم اندازی از حكومت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، ص76؛ تاریخ طبری، ج2، ص7.

[65] . قاموس الرجال، ج10، ص378.

[66] . واقدی، مغازی، ج1، ص268.

[67] . نجم الدین طبسی، چشم اندازی به حكومت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، ص77.

[68] . آیت‌الله خویی، معجم رجال الحدیث، ج14، ص 23، 108، 176.

[69] . مرحوم مامقامی، تنقیح المقال، ج23، ص 75؛ كافی، ج2، ص 152.

[70] . همان، ص 402.

[71] . مامقامی، تنقیح المقال، ج23، ص 75.

[72] . شیخ طوسی، رجال، ص 361.

[73] . شیخ عباس قمی، سفینة البحار، ج1، ص 522.

[74] . معجم رجال الحدیث، ج7، ریاحین الشریعة، ج5.

[75] . ابن اثیر، اسدالغابة، ج5، ص 555.

[76] . همان .

[77] . الاصابة، ج4، ص 418.

[78] . بحارالانوار، ج20، ص 133.

[79] . همان.

[80] . ریاحین الشریعة، ج5، ص 82.

[81] . عن عبدالرحیم القصیر قال: قال لی ابوجعفر علیه السلام: «أما لو قام قائمنا لقدرت الیه الحمیراء حتی یجلّدها الحد و حتی ینتقم لأبنة محمد، فاطمة3 منها»، قلت: «جعلت فداك و لم یجلدها؟» قال: «لفریتها علی أم ابراهیم». قلت: «فكیف أخره الله لقائم؟» فقال: «لأن الله تبارك و تعالی بعث محمداً صلی الله علیه و آله و سلم رحمة و بعث القائم علیه السلام نقمة» (مهدی موعود، ج2، ص461؛ شیخ صدوق، علل الشرایع، جلد 1و2، باب نوادر العلل، شمارة 10، ص304).

[82] . طوسی، غیبت، ص459؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج53، ص91.

منبع: فصلنامه علمی تخصصی انتظار موعود - شماره 22


طبقه بندی: امام زمان (عج)، 
[ شنبه 26 آذر 1390 ] [ 07:07 ب.ظ ] [ محمدحسین فرحی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب