تبلیغات
السلام علیک یا بقیةالله الاعظم

السلام علیک یا بقیةالله الاعظم
نویسندگان

·       مدعیان دروغین «1»

مدعیان دروغین

مقدمه

سخن از امام مهدى علیه السلام و اعتقاد به وجود گرانمایه او مساءله جدید یا پدیده نوظهورى نیست بلكه ریشه قرآن دارد و سابقه تاریخى آن به عصر رسالت باز مى گردد.

این اندیشه پویا و عقیده راسخ از زمان پیامبر و امامان نور علیهم السلام تاكنون همواره در جامعه اسلامى ثابت و استوار بوده است .

در آغاز كتاب برخى از آیات قرآن را كه به وجود گرانمایه حضرت مهدى علیه السلام تاءویل و تفسیر گردیده است به همراه نویدهایى از پیامبر و امامان نور علیهم السلام آوردیم و روشن شد كه این آیات و روایات از ظهور مهدى نجاتبخش در واپسین حركت تاریخ و آینده جهان سخن مى گوید و با صراحت از شكوه و اقتدار و جایگاه والا و بى نظیر او پیام مى دهد به گونه اى كه در تاریخ اسلام هیچ شخصیتى از نظر اقتدار و شكوه و برخوردارى از امكانات و حاكمیت بر كرده زمین پس از ظهور همانند او یافت نمى شود.


·       مدعیان دروغین«1»

مدعیان دروغین 

مقدمه

سخن از امام مهدى علیه السلام و اعتقاد به وجود گرانمایه او مساءله جدید یا پدیده نوظهورى نیست بلكه ریشه قرآن دارد و سابقه تاریخى آن به عصر رسالت باز مى گردد.

این اندیشه پویا و عقیده راسخ از زمان پیامبر و امامان نور علیهم السلام تاكنون همواره در جامعه اسلامى ثابت و استوار بوده است .

در آغاز كتاب برخى از آیات قرآن را كه به وجود گرانمایه حضرت مهدى علیه السلام تاءویل و تفسیر گردیده است به همراه نویدهایى از پیامبر و امامان نور علیهم السلام آوردیم و روشن شد كه این آیات و روایات از ظهور مهدى نجاتبخش در واپسین حركت تاریخ و آینده جهان سخن مى گوید و با صراحت از شكوه و اقتدار و جایگاه والا و بى نظیر او پیام مى دهد به گونه اى كه در تاریخ اسلام هیچ شخصیتى از نظر اقتدار و شكوه و برخوردارى از امكانات و حاكمیت بر كرده زمین پس از ظهور همانند او یافت نمى شود.

این واقعیت بخاطر انبوه روایاتى كه در مورد آن حضرت و ابعاد شخصیت والا و ظهور و نقش بى نظیر اصلاحى او آمده است به گونه اى در جامعه اسلامى مشهور و معروف شده بود كه هیچ كس جراءت و جسارت انكار آن را نداشت و مساءله مهدویت براى جامعه اسلامى ، یك مساءله قرآنى و روایى و شناخته شده و قطعى بخاطر استوارى این واقعیت عقیدتى و دینى در جامعه اسلامى بود كه در تاریخ اسلام ، از یك سو با شخصیتهایى روبرو مى شویم كه طرفداران افراطى آنان براى پیشرفت دنیوى و سیاست خویش آنان را به عنوان مهدى نجاتبخش مطرح ساختند و از دگر سو با عناصرى آشنا مى شویم كه بر اثر انگیزه هاى جاه طلبانه ، وسوسه قدرت و شهرت و دنیاطلبى ، به دروغ ادعاى مهدویت نموده و خود را همان مهدى نجات بخشى كه قرآن و روایات نوید آمدن او را داده است معرفى كردند.

شمار اینها طبق برخى آمارها به 50 نفر رسیده است و نكته در خور یادآورى در رابطه با این مدعیان دروغین این است كه اینها به اعتبار بر چهار دسته قابل تقسیم اند:

1- گروهى از اینان از نظر نسب هویت ، هدف و مذهب ناشناخته اند.

2- گروهى با كارهاى جنون آمیز خوى خود را از نظرها ساقط كردند.

3- برخى نام و نشان و دعوت و پیروانشان از صفحه روزگار به گونه اى محو شده است كه نشانى از آنها نیست .

4- و برخى نیز مرده اند اما نام و یادى از آنان هست كه ما، در این بخش نظرى گذرا به زندگى و عمل كرد دجالگرانه شمارى از آنان كه در تاریخ بدین عنوان شهرت یافته اند خواهیم افكند.

سه گروه مدعى مهدویت

الف : گروه اول

كسانى كه در تاریخ بدین عنوان شهرت یافته اند به اعتبارى بر سه گروه قابل تقسیم اند:

1- كسانى كه دیگران روى انگیزه هاى خاصى ، آنان را ((مهدى )) نجات بخش خواندند.

2- كسانى كه به انگیزه جاه طلبى و قدرت خواهى چنین ادعاى دروغینى نمودند.

3- كسانى كه طبق نقشه استعمار و به اشاره بیدادگران ، به چنین دجالگرى و فریب دست یازیدند و بیشرمانه خود را مهدى نجات بخش ، معرفى كردند.

از تاریخ این واقعیت دریافت مى گردد كه برخى از كسانى كه مهدویت بدانان نسبت داده شده است ، نه از سوى خود آنان سرچشمه گرفته و نه خود بدان ادعا راضى بودند، بلكه یاران و پیروان آنان چنین عنوانى را به آنها داده و این اندیشه را در آن روزگاران در میان گروههایى و در مراكزى گسترش دادند. البته بجا بود كه خود آنان چنین ادعاهاى دروغین و نسبتهاى نادرست را بشدت نفى كنند. اما روشن نیست كه چرا خود آنان در برابر این عنوان ساختگى ، فریاد اعتراض بلند نكردند و پیروان آنان كوشیدند تا برخى علائم و نشانه هاى حضرت مهدى علیه السلام را كه در انبوه روایات آمده است به چهره ها تطبیق و تفسیر نمایند.

براى نمونه از این گروه مى توان بدین چهره ها اشاره كرد:

1- محمد حنفیه

در روایاتى كه از پیامبر گرامى صلى الله علیه و آله در مورد امام عصر علیه السلام رسیده است از جمله این روایت است كه مى فرماید: ((ان المهدى اسمه اسمى ....))

یعنى : مهدى نجات بخش ، همنام من است .

یاران و پیروان ((مختار)) با چنگ انداختن به این روایت پیامبر، ((محمد حنفیه )) را مهدى نجات بخش ‍ عنوان دادند و روایت را بدو منطبق ساختند.

با این كه پیامبر صلى الله علیه و آله در دهها روایت ، نشانه هاى دیگرى را براى آن حضرت برشمرده است كه جز خود آن گرامى ، همه فاقد آن نشانه ها و علائمند.

به قول شاعر عرب باید به آنان گفت : ((قل للذى یدعى فى العلم فلسفة حفظت شیئا و غابت عنك اشیاء))

به آن عنصر گزافه گو كه در قلمرو دانش ، ادعاى ژرف نگرى مى كند و مى پندارد همه چیز را مى فهمد، بگو! تو چیزى را حفظ كرده اى اما چیزهایى از نظرت غایب شده است و آنها را نمى دانى .

2- زید، فرزند امام سجاد

در روایت دیگرى از پیامبر صلى الله علیه و آله آمده است كه : ((ان المهدى من ولد الحسین و انه یخرج بالسیف و انه ابن سبیة .))(1)

یعنى : مهدى علیه السلام از فرزندان حسین علیه السلام است و او با شمشیر بپا مى خیزد و مادرش بهترین كنیزان خواهد بود.

هنگامى كه ((زید)) فرزند امام سجاد بر ضد دستگاه پلید امویان قیام كرد، پیروان او ادعا كردند كه او همان مهدى نجات بخش است ، چرا كه اولا از نسل حسین علیه السلام است و ثانیا شهامتمندانه قیام كرده و ثالثا از سوى مادر، فرزند اسیر است .

اما آنان از یاد بردند كه پیامبر گرامى صلى الله علیه و آله در انبوه روایات در نوید از مهدى علیه السلام و ترسیم نشانه هاى او از جمله فرمود:

((الائمة بعدى اثنا عشر، تسعة من صلب الحسین ، تاسعهم قائمهم .))(2)

یعنى : امامان پس از من دوازده نفرند، نه نفر آنان از نسل فرزندم حسین خواهند بود و نهمین آنان قائم آل محمد است . و جناب زید، نهمین امام از نسل پاك حسین علیه السلام نبود تا مهدى نجات بخش باشد.

اما پیروان انقلابى زید، بخاطر جلب توجه توده ها و تسخیر عواطف و احساسات مذهبى و به انگیزه هاى نفسانى خویش ، به این ادعاى دروغین دست یازیدند.

و هنگامى كه زید به شهادت رسید و به دار آویخته شد یكى از شعراى اموى تبار ضمن اشعارى ، آنان و ادعایشان را به باد تمسخر گرفت كه : ((صلبنا لكم زیدا على جذع نخلة ولم نر مهدیا على الجذع یصلب ))

یعنى : قهرمان شما زید را بر شاخه نخل به دار آویختیم و هرگز ندیده بودیم كه مهدى نجات بخش خود به چوبه دار آویخته شود.

و بدینوسیله این عنصر كینه توز و بد زبان ناسزاگویى و شماتت ، به زید شهید، به اصل اندیشه و عقیده به مهدى علیه السلام كه ریشه قرآن و روایى دارد، اهانت روا داشت و اصل مهدویت را به باد تمسخر گرفت .

و سرانجام مذهب ((زیدیه )) بوجود آمد و از آن روزگار تاكنون به حیات خویش ادامه داد كه پیروان آن بیشتر در ((یمن )) هستند و متاءسفانه از مذهب شیعه و راه و رسم اهل بیت علیهم السلام جدا شده و در فقه و اصول و فروع و از مذاهب دیگرى پیروى مى كنند.

زیدیها، متاءسفانه در برابر امامان معصوم علیهم السلام مواضع ناستوده و ناپسندى دارند كه بسیار شایسته است به اصل و نسب و اصالت خویش باز گردند و در مذهبشان به راه و رسم و مذهب پاك پیامبر صلى الله علیه و آله تمسك جویند، به راه و رسم آسمانى و افتخار آفرین كسانى كه خدا و پیامبرش به همگان ، فرمان پیروى از آنان را داده اند؛ به همان مذهبى كه در آغاز راه بر آن بودند، به مذهب شیعه و امامان معصوم علیهم السلام .

3- محمد بن عبدالله محض

پس از گذشت سالها زید، فرزند امام سجاد علیه السلام ، محمد، فرزند عبدالله كه به ((محمد بن عبدالله محض )) معروف گردید، دیده به جهان گشود. او را نواده هاى حضرت مجتبى علیه السلام بود به همین جهت فرصت طلبان و عناصر زورپرست با استفاده از فرصت ، او را مهدى نجات بخش لقب دادند و یك روایت ساختگى را كه مى گوید: ((المهدى .... و اسم ابیه اسم ابى ....))

یعنى : مهدى از فرزندان من است ، نام او نام من و نام پدرش نام پدر من است ...

آرى ! آنان این روایت ساختگى را بر او تطبیق كردند، با اینكه مى دیدند این روایت با صدها روایت مسلم و قطعى مخالفت است كه حضرت مهدى علیه السلام را، فرزند حضرت عسكرى و دوازدهمین جانشین پیامبر صلى الله علیه و آله و نهمین امام از نسل حسین علیه السلام معرفى مى كند. (3)

اما فرصت طلبان با وانهادن همه روایات پیامبر صلى الله علیه و آله به این روایت ساختگى چنگ انداختند و آن را به ((محمد بن عبدالله محض )) تطبیق دادند و آنگاه او را ((نفس زكیه )) نامیدند و برخى از مردم نیز با او دست بیعت فشردند.

خنده دار این كه پدر او نیز با پسرش به عنوان بیعت با مهدى نجات بخش دست بیعت داد. و نیز كسانى كه با او دست بیعت فشرد ((منصور دوانیقى )) بود كه پس از تشكیل حكومت عباسى ، بیعت خویش را نقض كرد و پایه هاى مهدویت محمد بن عبدالله نیز فرو ریخت .

ب : گروه دوم

اینان كسانى بودند كه به انگیزه هاى فریبكارانه و جاه طلبانه ادعاى مهدویت نمودند و براى جلب عواطف و احساسات ، تسخیر دلها و قلبها و بدست آوردن قدرت و عظمت به دروغ و دجالگرى ، خود را مهدى نجاب بخش ‍ معرفى كردند.

این گروه بسیارند، از جمله آنان ((مهدى عباسى )) است ، پدرش منصور دوانیقى ادعا كرد كه پسرش مهدى عباسى ، همان مهدى موعود است ، با اینكه این عنصر فریبكار پیش از این ادعا، به محمد بن عبدالله محض ، به عنوان مهدى نجات بخش دست بیعت فشرده بود و او را مهدى نجات بخش مى دانست .

راستى كه رسواییهاى فرصت طلبان و دنیاپرستان و فریبكاران را تماشا كن و بنگر كه آنان چگونه با عقاید و اندیشه ها و مفاهیم مقدس ، بر اساس هواى دل خویش و طبق شرایط و اوضاع ، بازى مى كردند! و هر چند گاهى یكى از آنان طبق هواها، كششها و تمایلات خویش با دستاویز ساختن این اصل عقیدتى و دینى ، ظهور مى كرد و به دروغ خود را مهدى نجات بخش عنوان مى ساخت .

شگفتا! از بى حیایى این گروه و گزافه گویى اینان كه چگونه آشكارا در برابر خدا و خلق به این دروغ رسوا و فصاحت بار، دست مى یازیدند با این كه خود به خوبى مى دانستند كه ادعایشان دروغى رسوا بیش نیست ، چرا كه امام مهدى علیه السلام را كه پیامبر صلى الله علیه و آله و امامان اهل بیت علیهم السلام نوید آمدنش را دادند، داراى صفات ویژه و نشانه ها و علائم خاص و ویژگیهاى مشخص و معین و معلومى است كه هیچ دجال و دروغ پردازى نمى تواند آن روایات و آن ویژگیها را بر خود منطبق سازد و خود را بجاى آن امام راستین جا بزند.

مشهورترین ویژگی هاى آن حضرت این است كه : او در نقش اصلاحگرى بى نظیر است كه زمین را سرشار از عدل و داد مى كند آن هم پس از آنكه از ظلم و بیداد لبریز گردد.

منبع:www.ghadeer.org

/نویسنده:آیت الله سید محمد كاظم قزوینی

نقل از راسخون




طبقه بندی: امام زمان (عج)، 
[ دوشنبه 28 آذر 1390 ] [ 02:46 ب.ظ ] [ محمدحسین فرحی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب